ستاره ای که از شرق طلوع خواهد کرد.(به مناسبت سالروز عروج مسیحایی معلم شهید,دکتر علی شریعتی)
بسم الله الرحمن رحیم
به نام اونی که اگه حکم بکنه همه محکومیم.
سلام.ابتدا قبل از هر کلامی شهادت دکتر علی شریعتی رو خدمت همه ی شما وبلاگ خونها تسلیت عرض میکنم و امیدوارم که سرزمین ایران همواره شاهد وجود ستارگانی چون دکتر علی شریعتی باشه.

راستش بچه ها من خودم شخصا یکی از طرفداران نوشته ها و مناجات های دکتر شریعتی هستم و وقتی که گفته ها و نوشته های ایشون رو میخونم با تمام وجودم اونها رو لمس میکنم و میتونم تا حدی به عمق نوشته های این معلم شهید پی ببرم و اونها رو درک کنم.به شماهایی هم که دکتر علی شریعتی رو نمی شناسین توصیه میکنم که حتما حتما به سراغ کتابها و نوشته هاشون برید و اینو بدونید که هیچ چیزی نمیتونه جای لذت خوندن نوشته های دکتر شریعتی رو بگیره.
نوشته ای از دکتر علی شریعتی
همیشه دیر است و همیشه باید حساب کرد که فرصت نیست و هرگز سخنی را که میشود امروز گفت ، کاری را که میشود امروز کرد نباید به فردا گذاشت زیرا همیشه دیر است.
بر خلاف کسانی که مصلحت اندیش اند و می گویند هنوز زود است،من می گویم که همیشه دیر است.
هر کاری را که می خواهیم بکنیم کاری است که لااقل باید صدها سال پیش می کردیم.
بنابر این دیر شده هر کار که باشد ، این است که فرصت نیست کار امروز را به فردا بیافکنیم.
این روایت که فرموده اند : « برای دنیایت آنچنان کار کن که گویی همیشه زنده خواهی ماند و برای آخرتت آنچنان که گویی فردا می میری » چقدر عالی است .
به این معنا است که برای کارهای زندگی فردی و مادی و شخصی ات فکر کن که همیشه وقت هست اما برای کار مردم و آنچه که درمسیر اصالت کار و مسئولیت انسانی است - کار برای دیگران و جامعه و انسانیت - دستپاچه باش ، همیشه بیاندیش فردا دیگر نیستی.
این است که من همیشه حرف آخر را اول می زنم چون نگرانم اگر از اول شروع کنم و به مقدمه چینی و امثال اینها بپردازم دیگر به حرف آخر نرسم.
«دکتر علی شریعتی »
(چه باید کرد؟ ص ۱۶۰ )
واما گفته ی دکتر محمد مولوی
من اهل مشهد هستم و دکتر علی شریعتی را از کودکی می شناسم.
من مدرسه شاهرضا بودم و علی مدرسه فردوسی. ولی در کانون نشر حقایق با هم بودیم.
در فرانسه هم جلسه مفصلی داشتیم ،آقای ژان پل سارتر هم در این جلسه بود.جلسه زیرزمینی برای مبارزات الجزایر بود.
در همین جلسه ژان پل سارتر از من پرسید : تو علی را می شناسی؟ گفتم بله
گفت: « او ستاره ای است که از شرق طلوع خواهد کرد »
در آن زمان ما نه تنها به علی آنچنان اهمیت نمی دادیم بلکه اختلاف نظر هم داشتیم. ما اصلا" انتظار نداشتیم علی این بشود ولی ژان پل سارتر این حرف را زد.
علی خیلی فعال بود ، در همان کانون ذهن پر سوالی داشت. به همه چیز شک می کرد و بین خودمان به او می گفتیم: « کانت »
من بعد از جلسه حرف سارتر را به علی گفتم. علی با همان لهجه مشهدی خودمان گفت :
« اون از کجا مرا می شناسد ، این حرف مفت چیه که می زند»
اما حرف سارتر در من خیلی اثر کرد و گفتم که او شخصیتی نیست که بی خود چیزی را بگوید.
بعد از اینکه علی آمد به ایران ، روشن شد تشخیص او نه تنها درست بود درست تر هم از آب در آمد!
دکتر محمد مولوی
و اما کلام آخر:
«پروردگارا چگونه زیستن به من را بیاموز
چگونه مردن را خود خواهم آموخت»
دکتر علی شریعتی
باز هم یک بار دیگه شهادت دکترعلی شریعتی رو خدمت همتون تسلیت عرض میکنم.یه کوچولو باهاتون حرف دارم که اگه وقت کردم بنویسمش توی وبلاگ براتون میذارم. آرزوی بهترین ها رو برای همتون دارم.تموم لحظه هاتون سرشار از خوشحالی.تابستون خوبی رو براتون آرزومندم.خداحافظ.


